مرتضى راوندى

355

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

مسكن ، غذا و نوع معيشت در زندگى اجتماعى انسانها دارد پىبرد و به تعليل پديده‌هاى اقتصادى و كشف قوانينى كه بر آنها حاكم است پرداخت . « 1 » به نظر ابن خلدون بدويّت مرحله‌يى است كه انسان براى تشكيل دولت و توسعه آبادانى و عمران از آن عبور كرده است . هر دولتى را مانند انسان ، عمرى است طبيعى ، جز اينكه عمر هر دولتى از سه نسل درنمىگذرد ، نسل نخستين بر قاعده بدويّتند و خشونت و اشتراك در عصبيّت قومى ، اما نسل دوّم از حال بدويّت به حال شهرنشينى گرايش مىيابند و در نازونعمت فرومىروند و اندك‌اندك حال عصبيّت در آنها رو به كاهش مىرود و به سستى و فرمانبرى متمايل مىشوند ، اما نسل سوّم ، عهد بدويّت را بكّلى فراموش مىكنند و حلاوت عزت و عصبيّت را از ياد مىبرند ، و چون حادثه‌يى پيش آيد قدرت مدافعت ندارند ، پس رئيس دولت دست يارى به سوى قدرتمندان دراز مىكند و در نسل چهارم ديگر از دولت خبرى نيست . به نظر ابن خلدون طبيعت اعراب بدوى ، با عمران و آبادى مخالف است ، او با اين نظريه كه پيروزى اعراب و فتوحاتشان مولود عنايت ربّانى بود ، موافق نيست ، او پيروزى اعراب را مولود عوامل اجتماعى و اقتصادى و نيازمنديهاى اين قوم مىداند و از اين جهت نظريات او با عقايد ابن رشد ، كه تفكر علمى دارد ، مطابقت دارد . از آنچه به اجمال گفتيم چنين برمىآيد كه ابن خلدون مكتب نوينى را در تاريخ و علم الاجتماع بنيان نهاد كه بعدها به كمك اروپائيان رو به كمال رفت . او ، چنان كه قبلا به اجمال گفتيم ، معتقد است كه اجتماعات بشر در آغاز به حالت باديه‌نشينى است . در اين مرحله به علت نبودن ثروت و ناز و نعمت ، مردم نيازمنديهاى اندكى دارند و معمولا درآمدهاى آنان با هزينه‌ها برابرى مىكند ولى ديرى نمىگذرد كه به آيين شهرنشينى و ناز و نعمت و تجمّل‌خواهى گرايش مىيابند و هزينه دولت و سلطان فزونى مىيابد و چون مخارج دولت و سلطان و درباريان با درآمدى كه از خراج به‌دست مىآيد برابرى نمىكند ، دولت مجبور مىشود بر ميزان خراج بيفزايد ولى با گذشت زمان به حكم تجمل‌خواهى و نازونعمت ، و افزايش كارمندان و حواشى سلطان و نگهبانان و سپاهيان ، مخارج دولت رو به افزايش مىرود و به‌تدريج پيرى و سستى ، به دولت راه مىيابد و مأموران و فرمانروايان از گرفتن خراج از مناطق دوردست عاجز مىشوند ، در نتيجه از مقدار خراج كاسته مىشود ، درحالىكه رسوم تجمل‌خواهى توسعه مىيابد و به علت توسعه حوايج ، مستمريها بيشتر مىشود ، و دولت‌مداران ناگزير مىشوند براى

--> ( 1 ) . حنا الفاحورى - خليل البحر : تاريخ فلسفه در جهان اسلامى ، ترجمهء عبد الحميد آينى ص 716 - 717 .